تبليغاتX
Love is all

Love is all



خانه ای بر روی شن و مه

خورشید می درخشد

و من مست از آبادی خانه ام

آزادی ام را به حراج گذاشته ام

خورشید می درخشد و مه جرئن هویدا شدن ندارد

و من مسرور از آبادی خانه

بر می خیزم و پاهایم را به نوازش نرم شن ها می سپارم

و تنم را در آفتاب می شویم

و وقتی از بیرون می نگرم

سقفی می بینم بدون هیچ دیواری

که مرا می پوشاند از باران

و چشمانی را می بینم که خیره به سقف من نگریسته اند

و خاطرات را

و خاطرات به دست چشمان مبهوت اطرافم موهوم می شوند

و کلماتم نیز مثل آنها

آه...

قدم می زنم و فارغ از نگاه ها همچنان به لطافت شن ها خود را سپرده ام

و می بینم که ناگاه خورشید به کنار میرود

و مه سر بر ساحلم فرو می آورد

و مرا مستور خود می کند

شن ها همچنان نرم لطیف

و مه پوشاننده

در دلش مرا پنهان کرده

و خانه ام

همان سقف بی دیوار

پنهان شده در رویای مه

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 0:47 توسط وحید |